قلب یخی |
|
باز امشب حرف ما را گوش كن آتشي را در دلم خاموش كن تا يه امشب در دست غم داشتي؟ همچو گلها ميل شبنم داشتي؟ هيچ مي داني كه بلبل مرد نيست روح واحساسات گل پژمرده نيست هيچ آيا ميل كافي داشتي كعبه اي بودي ، طوافي داشتي يا شنيدي از زبان لال من شرحه اي از درد و از احوال من وقت پرواز اين دلم در غم نشست شور و شوق زندگي در من شكست باز هم روحم رفيق ياس شد نا اميدي در تنم احساس شد باز غم بر فصل دل پاييز شد اشك از پيمانه ام لبريز شد اين دلم را هيچ كس ياري نكرد با دو چشمانم عزاداري نكرد عاشقي جرم نگاهم گشته بود دشت ها لبريز آهم گشته بود هر چه باشد دل به عطرش زنده است شور و شوق تا ابد پاينده است . نوشته شده توسط ندا تاریخ یکشنبه پنجم شهریور 1385 و ساعت 13:20 |+|
|